گوش کن
جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را.
چشم تو زینت تاریکی نیست.
پلکها را بتکان، کفش به پا کن و بیا.
و بیا تا جایی
که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد.
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو.
و مزامیر شب اندام تو را
مثل یک قطعۀ آواز به خود جذب کند.
پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت:
بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثۀ عشق تَر است.
سهراب سپهری
۱ نظر:
mamnoon babate sher
shad bashi hamishe
ارسال یک نظر